شکوفه جون دوباره بنده را فيلتر کرد. اين هم آدرس جديد: http://pedrambarani3.wordpress.com
بایگانیِ نوامبر 2010
باز هم فيلترينگ و باز هم آدرس جديد
ارسالشده در Uncategorized در نوامبر 16, 2010 | بیان دیدگاه »
ای میهن،ای داد! از آشیانت بوی خون می آورد باد!
ارسالشده در Uncategorized, برچسب زده شده فایل صوتی, قطعه, میهن, مشکاتیان, نوا, نور, پرویز, آوا, امشب, بو, تاریکی, خون, داد, سنتور, سوز, سایه, ساز, شمع, شعر, عکس, غم در نوامبر 16, 2010 | 18 دیدگاه »
پرویز مشکاتیان نیز با تمام دل خستگی هایش از این قفس دنیا پر کشید. نوای سپید سنتورش برای ما که به سیاهی عادت کرده بودیم بی معنی بود. سپیدی در این همه سیاهی معنایی دارد؟ بی معنایی مقصدش همان عزلت است و در آخر عدم! برای آنکه دلمان بیش از این در سیاهی ها غرقه [...]
برای باقر بگریم یا بقره؟
ارسالشده در هوشیاری, برچسب زده شده وکیل, وزیر, بقره, باقر, تفسیر, روحانی, شهادت, عالم در نوامبر 13, 2010 | 87 دیدگاه »
متاسفانه از نظر زمانی دچار محدودیت هستم وآنچه در دل نهان دارم را نمی توانم تماما با واژگان هویدا کنم. اما مطمئن هستم شما آنقدر زیرک هستید که تا آخر ماجرا را خود دریابید حتی بدون اشاره ی بنده. امروز بیش از پیش شبهات و برخوردهای فرهنگی با فرهنگ و اندیشه ی اسلامی و به [...]
بچه ها میدونید این چیه؟
ارسالشده در هوشیاری, برچسب زده شده لينک, مردگی, کوچولو, کودک, آدم بزرگ, انديشه, بکر, دانلود, زنده, زندگی, شازده, عادت در نوامبر 11, 2010 | 91 دیدگاه »
از تمامی دوستان تشکر دارم که در قسمت نظرات فعال بوده و حدسیات خود را منتقل کردند. اما دو عکس فوق که ابتدا فقط اولی را قرار داده بودم از کتاب زیبای «شازده کوچولو» برای شما آورده بودم. کتابی که یادآور کودکی های ما و زیبایی های آمیخته به آن بود. البته بنده به دنبال [...]
امام زمان…ویفر…کرایه تاکسی
ارسالشده در هوشیاری, برچسب زده شده مهدی, نهج البلاغه, ویفر, کرایه, امام, باور, تیتراژ, تاکسی, زمان, سکانس در نوامبر 9, 2010 | 31 دیدگاه »
سکانس اول چند روز پیش سوار متروی بین شهری تهران – کرج شده بودم. همان طور که می دانید این خط مترو بر روی زمین است و نه در زیر زمین و امکان دیدن مناظر طبیعی وجود دارد. بنده هم در حال مطالعه بودم که به یکباره فکری به ذهنم رسید. کتاب را بستم و [...]
آتشی در سینه دارم جاودانی
ارسالشده در باران نامه, برچسب زده شده مولانا, گندم, آتش, آدم, خاکستر, خرمن, دل, دود, سینه, شیطان, غزل در نوامبر 9, 2010 | 10 دیدگاه »
پیش از تحریر: پیشاپیش از این پست ضعیف پوزش می طلبم. دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو با او گفتم: ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون من نشنیدهای شب تا سحر آن نالههای زار من او به من وعده داد: من به [...]
آیا مهدی یک توهّم است؟
ارسالشده در باران نامه, برچسب زده شده فاو, فرهنگ, مناجات, مهدی, موعود, مکتب, مسجد, نماد, هدایت, والفجر, پاسخ, پرسش, انتظار, اندیشه, ایده آل, اعتراض, توهم, جنبش در نوامبر 4, 2010 | 111 دیدگاه »
این پست در پاسخ به یکی از دوستان نگاشته شده است که در قسمت نظرات پست قبلی پرسیده بودند. پرسش ایشان چنین بوده است: »» اقا به اين متنت قسم ات ميدام اگه حتي يك دليل منطقي براي نياز به وجود يه ادم غيبي كه فقط اسمش قابل درك كردن هست بگو؟ «« مشکل دقیقا [...]
حکایت ذغال گداخته و مهدی موعود
ارسالشده در باران نامه, برچسب زده شده مهدی, نماز, گداخته, آتش, تفسیر, تاریخ, حفظ, دین, ذغال در نوامبر 1, 2010 | 97 دیدگاه »
پیش از تحریر: این متن احتمالا طولانی خواهد شد، اما اگر هنوز احساس مسئولیتی نسبت به دین و باورهایتان دارید، حتما تا انتها بخوانیدش! در ضمن بخاطر حقایقی که در این پست گفته ام و اهمیت شان از نظر خودم، در صورت استقبال نشدن از این پست ( زیرا یک پست ساده نیست بالاخص پاراگراف [...]
